ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

921

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

نموده ، به وادى طغيان شتافتند . حضرات شاهزادگان و امرا و امنا ، بر در باب عمارت هفت‌دست جمع گشته ، درين رجعت به دار الخلافه ، نوّاب ركن الدوله على نقى ميرزا را كه بزرگتر از شاهزادگان ركاب بود ، بر خود امير ساختند و پس از آن به تهيّه و تدارك حركت پرداختند . جناب امين الدوله عبد الله خان اصفهانى مستوفى الممالك ، كه در لسان الارض تخت پولاد توقف داشت ، با جمعيت ابواب جمعى خود داخل اردو گشته ، مستورهء كبرى تاج الدولة العليّهء اصفهانيه را ، كه والدهء نوّاب سلطان محمد ميرزا و صبيّهء محترمه‌اش الملقبه به خورشيد كلاه عروس امين الدوله [ و ] زوجهء ميرزا على محمد خان نظام الدوله ولد اوست ، برداشته به اتفاق خود روى به شهر گذاشت . يك زوج صندوق جواهرآلات تاج الدولهء مزبوره را ، كه از روى ثبت سررشته‌جات مبلغ دو كرور ارزش داشت ، سربازان عراقى به استصواب غلامحسين خان سپهدار از ميان بارهاى او بردند و در عهد دولت وليعهد مؤيد به سعى جناب ميرزا نبى خان قزوينى امير ديوان آورده سپردند و وليعهد نامور از فرط همت وافر ، همه را به محرمان و امينان درگاه قسمت كرد . بالجمله ، نوّاب على نقى ميرزا اسباب سلطنت را از قبيل تاج و حقّه و بازوبند و شمشير و كمر خنجر و خفتان و غير آن را كه هر دانه [ اى ] از آنها خراج اقليمى است ، به نوّاب [ 504 ] امام ويردى ميرزا برادر صلبى و بطنى خود سپرده ، در حفظ آنها او را امين گردانيد . چون دوابّ كارخانه‌جات همايون و اهل اردو به صحرا و چمن‌ها رفته بودند و سوارهء فرارى اكثرى را غارت نمودند ، لهذا جميع اسباب بيوتات سركار اعلى را در همان مكان انداختند و به عزيمت طهران پرداختند . هريك از كارپردازان دولت را كارى مناسب به دست دادند و نعش مطهّر را در تخت روانى زرّين مرتب داشته صبح شنبه بيست و يكم با اسباب و اثاثهء سلطنت و توپخانه و زنبوركخانهء صاعقه علامت و نوّاب شاهزادگان و خواتين حرم عزّ و شأن و آن‌همه سپاه بىكران به همان آيين ايّام حيات شاهنشاه غفران‌نشان توپ و تيپ همايون را در جلو و عقب قرارداده با وضعى شايان به عزم دار الايمان روى آوردند .